رونق تجارت

رونق كسب و كار

سلام. ما يك پك را آماده كرديم كه به كمك آن مي توانيد فروش خود را افزايش دهيد.
شامل: حضور و تبليغ در فضاي مجازي تلگرام و فيسبوك، طراحي سايت، رتبه بندي گوگل، جستجوي گوگل، ثبت آدرس، تبليغ به صورت اس ام اس، ساخت و اداره سايت و كانال تلگرام و فيسبوك و...
براي افزايش و رونق كسب و كار و تجارت خود از تكنيك هاي ما استفاده كنيد و با ما تماس بگيريد.
تلفن تماس:
09120233994
09333593832
براي استفاده از مطالب مفيد و رايگان ما عضو كانال هاي زير شويد. 
آدرس كانال ما تكنيك هاي موفقيت در تجارت
https://telegram.me/irantrick
آدرس كانال ما رونق كسب و كارhttps://telegram.me/ronagforosh
برچسب: فروش، بازاريابي، رونق، كسب، كار، كسب وكار، تبليغ، طراحي، سايت، طراحي سايت، افزايش فروش، افزايش، پك، حرفه اي، كانال، تجارت، تكنيك، فضاي مجازي، تلگرام، موفقيت، سرمايه، پول، فروشنده، كار، موفق، بازدهي، بازدهي فروش، راندمان، راندمان فروش، زياد، فروش زياد،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ شهريور ۱۳۹۵ساعت: ۱۱:۴۸:۰۶ توسط:سعيد موضوع:

۴ توصيه براي مديريت موفقِ تحصيل و شغل تمام وقت

همه در اين دنياي پر تكاپو به دنبال كسب درآمد و برآوردن نيازهاي زندگي مان هستيم و داشتن شغل تمام وقت و در نتيجه كسب درآمد مي تواند به بر آوردن نياز ها كمك كند. يكي از اين نيازها به خصوص در بين جوانان ادامه تحصيل و وارد شدن به بازار كار است.

شغل

اين كه بتوانيد تمام وقت تان را فقط به تحصيل اختصاص بدهيد ايده‌ي قرن بيستم بود. اين‌روزها، با شهريه‌هايي‌ كه مدام در حال افزايش هستند، تعداد آدم‌هايي كه كار مي‌كنند تا بتوانند در عرصه‌ي تحصيل باقي بمانند افزايش يافته است. همچنين، ادامه‌ي تحصيل به‌منظور ارتقاء سطح شغلي به طور روزافزوني رواج يافته است. هرآن‌چه شما را به تحصيلات بالاتر سوق ‌دهد، بايد بدانيد، نيت فقط گرفتن مدرك نيست بلكه آموختن تا حد ممكن است.

ضرورت درس‌خواندن در هنگام داشتن شغل تمام وقت ممكن است شما را به پيچاندن كلاس‌ها وسوسه كند يا باعث شود به اين راضي شويد كه فقط بگوييد من هم يك دانشجو هستم! در اين‌جا به شما توصيه‌هايي مي‌شود تا بتوانيد در هنگام اشتغال به بهترين شكل مدرك تحصيلي‌تان را اخذ كنيد.

۱.از فواصل زماني استفاده كنيد

هرچند كتاب دست گرفتن در يك زمان مساعد و آرام گوشه‌اي نشستن، روالي است كه در بيشتر مواقع يادگيري انجام مي‌دهيد، بايد ياد بگيريد فواصل زماني كوچك و روزمره را با مرور خلاصه‌هاي درسي پُر كنيد.

كارهاي مشخصي وجود دارند كه مي‌توانيد هرجايي آنها را انجام دهيد، مثلا:

  • مرور فلش‌كارت‌ها
  • يادگيري اصطلاحات واژگاني
  • مرور يادداشت‌هاي‌تان
  • نوشتن ايده‌هايي براي مقاله نويسي
  • خواندن تكاليف

و از هرجايي، منظورم فقط كتاب‌خانه يا كافي‌شاپ نيست. شما مي‌توانيد اين كارها را در اين مواقع هم انجام دهيد:

  • ايستادن در صف
  • داخل قطار مترو
  • در انتظار توقف ماشين لباس‌شويي
  • انتظار در مطب دندان‌پزشك
  • در انتظار شروع كلاس

امروزه، با فناوري‌اي كه در دسترس ما هست، هرجا كه برويد براي كار ندادن به شما بهانه‌‌هاي كم‌تري وجود خواهد داشت.

۲.با آموزگار ارتباط برقرار كنيد

ممكن است يك لحظه وقت گذاشتن براي ديدار در ساعت اداري يا ايميل زدن به استاد اضافه‌كاري يا زياده وقت صرف كردن به نظر برسد. ولي، اين كار عملا مي‌تواند موجب صرفه‌جويي در وقت‌تان شود.

به عنوان يك آموزگار باتجربه، مي‌توانم به شما بگويم كه استادها در مورد هر مفهومي- هر مفهومي- كه در كلاس پوشش داده مي‌شود فكر كرده‌اند. اين يعني آنها روش از پيش آماده‌اي براي توضيح آن مفهوم دارند كه حتي ممكن است از متن كتاب‌تان هم شفاف‌تر باشد.

پس يك تصميم‌گيري سريع مي‌تواند موجب صرفه‌جويي در وقت شود؛ همان وقتي كه در سردرگمي انجامِ كاري كه فهميدنش دشوار است تلف مي‌شود. به‌علاوه، با نشان دادن مسير درست مي‌تواند به شما كمك كند راهِ انجام پژوهش براي‌تان كوتاه‌تر شود و ممكن است شما را از دوباره كاري تكاليفي كه اگر در مسير درست نمي‌بوديد ممكن بود آنها را سنبل‌ كنيد، باز دارد.

۳.اولويت‌بندي كنيد

من نمي‌توانم از قول آموزگارهاي ديگر صحبت كنم، ولي در كلاس‌هاي نگارشي كه خودم تدريس مي‌كنم، همه‌ي كارها يكسان نيستند. مثلا، توفان فكري، انتخاب موضوع و پيش‌نگارش بسيار مهم هستند، ولي بايد با كارايي و مديريت زمان در ذهن انجام شوند.

به عنوان يك مثال سريع؛ شرح بعضي ايده‌ها روي يك ورق كاغذ احتمالا از يك ساعت تمام خيره شدن به صفحه‌ي نمونه‌ي موضوعات به لحاظ زماني براي شما بسيار بهتر خواهد بود. اين‌جا هم دوباره ارتباط مي‌تواند كمك‌كننده باشد، چون يك آموزگار مي‌تواند شما را در عرض ۵ دقيقه به مسير درست هدايت كند، درصورتي كه اگر براي انتخاب موضوع در مسير غلط باشيد، هر ميزان وقت براي توفان فكري صرف كنيد نمي‌تواند به شما كمكي بكند.

منظور من اين است كه بعضي از دانشجويان درمورد اين موضوع دچار اشتباه هستند كه دانشجوي خوب بودن فقط به وظيفه‌شناسي- كه آن را به وقت فراوان صرف كردن تعبير مي‌كنند- مربوط مي‌شود كه اين مي‌تواند به معني صرف وقت فقط براي درك حس وظيفه‌شناسي باشد. وقت و انرژي‌تان را براي پروژه‌هاي اساسي ذخيره كنيد. براي انجام يك تكليف روتين لازم نيست كار شاقي انجام دهيد، مثلا كلي وقت بگذاريد تا آن را در يك پوشه‌ي زيبا و جلددار قرار بدهيد، و آن‌وقت براي انجام نصفه و نيمه‌ي يك پروژه‌ي اصلي با عجله به اين در و آن در بزنيد.

۴.هوايي عوض كنيد

جاي بحثي ندارد كه زماني احساس بار مسئوليت زيادي خواهيد كرد. هرازگاهي مي‌توانيد با مرخصي‌هاي يك روزه براي رفتن به حومه‌ي شهر يا انجام مراقبه يا جايي كه بتوانيد هوايي عوض كنيد، با اين احساس مقابله كنيد. از كتاب‌ها فاصله بگيريد و هوايي عوض كنيد.

تحصيل كردن درحالي‌كه شغل تمام وقت داريد قطعا شدني است، به‌خصوص وقتي بدانيد اين كار توجه خاص و برنامه‌ريزي راهبردي نياز دارد.

شما چطور؟ آيا تحصيل و شغل تمام وقت را به خوبي مديريت كرده‌ايد؟ توصيه‌ي شما چيست؟


برچسب: فروش، بازاريابي، رونق، كسب، كار، كسب وكار، تبليغ، طراحي، سايت، طراحي سايت، افزايش فروش، افزايش، پك، حرفه اي، كانال، تجارت، تكنيك، فضاي مجازي، تلگرام، موفقيت، سرمايه، پول، فروشنده، كار، موفق، بازدهي، بازدهي فروش، راندمان، راندمان فروش، زياد، فروش زياد،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ شهريور ۱۳۹۵ساعت: ۱۱:۵۶:۱۷ توسط:سعيد موضوع:

رفتارهاي رئيس هاي عجيب و غريب

آيا تا به حال با رفتارهاي رئيس هاي عجيب و غريب برخورد كرده ايد؟ پيش از آن‌كه از دير رسيدن‌هاي رئيس تان به جلسه‌ها ابراز نگراني كنيد، سعي كنيد به علت تاخير وي پي ببريد. يا اگر شيوه‌ي ايميل زدن مديرتان شبه‌برانگيز است، به وي كمي فرصت بدهيد. اين نوشتار به بعضي از رفتارهاي عجيب و غريب رئيس ها مي پردازد.

رئيس

براي آن‌كه بتوانيد بر سرِ رئيس تان، هر بار كه كارِ آزاردهنده‌اي انجام مي‌دهد، داد بزنيد حاضر هستيد چه قيمتي بپردازيد؟ چند درصد از فيشِ حقوقي‌تان، چه بخشي از وجودتان يا چند بند از مفادِ قراردادتان را حاضر هستيد قرباني كنيد تا اين آزادي را به‌دست آوريد كه اگر باز هم به يكي از جلسه‌هاي شما دير رسيد بتوانيد او را از جلسه اخراج كنيد؟

البته اين‌ها پرسش‌هايي نيستند كه مديرِ شما مايل باشد روي آنها خيلي وقت بگذارد. او اجازه دارد تمامِ خصلت‌هاي نه چندان دوست‌داشتني‌تان را به شما گوشزد كند – بي‌آنكه خودش يا ذهن‌اش را زياد درگير كند. از سوي ديگر- يا بهتر بگويم، براي منفعتِ خودتان هم كه شده، عموما بهتر است عادت‌هاي مايوس‌كننده‌ي وي را ناديده بگيريد. اما پيش از غرق شدن در رويايِ اخراجي ديگر از اين دست، از خود بپرسيد: واقعا، اين‌كه رئيس‌ دير به جلسه مي‌رسد، چه‌قدر حائز اهميت است؟

شايد اين مسئله بزرگ‌تر از چيزي كه واقعا هست ديده شود، چرا‌كه غالبا براي كاركنان اعمال و گفتار مديران سنگين به نظر مي‌رسد. اسكيپ ويزمان، كارشناسِ ارتباطاتِ محل كار و رهبري، مديري را مثال مي‌زند كه در حالِ آموزش‌دادن به اوست: كارمندانِ آن مدير مي‌گفتند هر بار تيم به مشكلي بر‌مي‌خورد و نزد او مي‌رويم، آه مي‌كشد. نفسي كوتاه، تاثيري بزرگ. از ديدگاهِ مدير اين آه كشيدن مربوط به خودِ اوست – فرصتي است كه بتواند خود را با موقعيت جديد وفق دهد و به راه‌حلي برسد. اما از نظرِ كاركنان، اين آه حاكي از آن بود كه مدير از اين‌كه مشكل را نزد او برده‌اند بر‌افروخته و خشمگين است.

ويزمان مي‌گويد: “رئيس ها بر افرادِ زير‌دست خود تاثيرات عميقي مي‌گذارند. بنابراين احتمالا تنها شما پي‌گير اين مسئله نيستيد كه رئيس تان چند بار دير به جلسه‌ مي‌رسد يا ذهن خود را درگير درخواست شش كلمه‌اي او مي‌كنيد كه از طريق ايميل برايتان فرستاده است. از برخي چيزها فقط بايد گذشت، و شايد برخي از آنها ارزش گفتن داشته باشند.

در ادامه بعضي از رفتارهاي رايج و البته عجيب رئيس ها ارائه مي‌شود.

۱. ايميل‌هاي رئيس تان هميشه كوتاه يا حتي بسيار موجز است.

بيست دقيقه براي درست‌كردن پروژه‌ي كامل وقت مي‌گذاريد و آن ‌را براي مديرتان ايميل مي‌كنيد. سه بار داده‌ها و غلط‌هاي املايي را چك مي‌كنيد. ذهن‌تان درگير انتخابِ واژه‌ها مي‌شود. بحثِ طاقت فرسا بر سر انتخاب ميان “سلام باب”، “درود باب”، “سلام عليكم باب” يا همان “بابِ” – جسورانه‌ي (اما آيا خيلي جسورانه است؟) هميشگي حسابي آزارتان مي‌دهد.

و حالا پاسخ رئيس تان را ببينيد: “خوب است” يا: “متشكرم” يا: “خب.” اين عجيب نيست؟

يا شايد اين رئيس‌ باشد كه ابتدا به شما ايميل مي‌فرستد با كلماتي كم‌تر از حدِ معمول بيشترِ متن‌ها: لطفا (كار ايكس انجام شود). و پايان ايميل. فقط همين. پيت وود، كارشناس ارتباطات و زبان بدن و مولفِ “فرصت طلبي: بيشترين استفاده از برداشت اول، زبان بدن و جذابيت ” مي‌گويد: ” رئيس‌ها تقاضايي مي‌كنند و بعد كارشان تمام مي‌شود. هيچ توضيحي وجود ندارد؛ هيچ سلام و احوال پرسي‌اي در كار نيست يا پرسش‌هايي از اين دست كه حالِ خانم بچه‌ها چه‌طور است.” اين امر بسيار تداعي كننده‌ي فضاي پيش از قطع رابطه است: من بسيار بيشتر از او براي اين رابطه‌‌ي (ايميلي) تلاش مي‌كنم.

خوب يا بد، همان ايميل‌هاي كوتاه و به ظاهر سرسري ممكن است كاملا در بين روءسا امري عادي باشد. در سال ۲۰۱۲ اريك گيلبرت، دانشيار مدرسه‌ي رايانش تعامليِ موسسه‌‌ي فناوري جورجيا، پژوهشي را منتشر كرد كه به تحليل ايميل‌هاي رد‌و‌بدل شده ميان كاركنان اِنران پرداخته بود. وي دريافته بود شيوه‌ي ارتباطي افراد اغلب بسته به اين كه براي يك رئيس‌ ، همكار، يا زيردست مطلبي مي‌نويسند متفاوت است. مثلا، در ايميل‌هايي كه رئيس ها به كاركنان فرستاده بودند غلط‌هاي املايي بيشتري به چشم مي‌خورد. و در ايميل‌هاي كاركنان به رئيس ها احتمال “فرآيند شناختي” – پي بردن به اشتباه به هنگام نگارش- از ايميل‌هاي ارسالي به همكاران يا زيردستان كم‌تر بود. به عبارت ديگر: شما تنها كسي نيستيد كه پيش از فرستادن يك ايميل به رئيس‌ خود مشقات فراواني خواهد برد، ولي در چشم بر هم زدني به همكارش ايميل مي‌زند (و رئيس‌ شما نيز تنها رئيسي نيست كه غلط املايي دارد.)

بنابراين به دنبال خواندن مطالب بسيار در يك ايميل كوتاه نباشيد – و به هر حال كلمات زيادي هم براي خواندن وجود ندارد. وود مي‌گويد: وقتي‌كه مديران اين درخواست و پاسخ‌هاي سريع را مي‌دهند فكر مي‌كنند دارند كار درستي انجام مي‌دهند و از زمان به بهترين شكل استفاده مي‌كنند. او اضافه كرد در برخي مواقع ممكن است ايجاز را نوعي چاپلوسي برداشت كنند. نيازي نيست مدير در يك ايميل پنج بندي دست شما را بفشارد و تمام جزييات يك درخواست يا پاسخ را مو‌به‌مو براي‌تان شرح دهد. وود مي‌گويد به قضيه اين گونه نگاه كنيد: ” بسيار خب، اين ايميل براي من فرستاده شده است چون من از عهده‌ي آن بر مي‌آيم.”

۲. او بيشتر از آن كه حرف بزند فرياد مي‌زند.

آن بخشِ بروزِ آخرهفته، “زندگي شنبه شب” قديمي، را به ياد مي‌آوريد كه در آن ويل فرل با ميهماني در حال بازي كردن است كه نمي‌تواند شدت صداي خود‌اش را كنترل كند و براي هرچه مي‌خواهد بگويد فرياد مي‌زند؟ شايد رئيس‌ شما هم مثل اين داستان دچار همان بيماري “اختلال صدا” است.

وود مي‌گويد با صداي بلند صحبت كردن گاهي از ويژگي‌هاي تيپ شخصيتي “راننده‌ها” است. در مورد اين پرسروصدا‌‌ها مي‌گويد: “هرگز به ذهن‌شان خطور نمي‌كند چه‌قدر صداي‌شان آزاردهنده است. سعي مي‌كنند مصلحت‌بين باشند – و حدس بزنيد چه مي‌شود؟ اين كار جواب مي‌دهد! ” (براي در دست داشتن مثالي عيني‌تر يك نامزد رياست جمهوري را در نظر بگيريد كه نامِ وي با “رامپ” (Rump) هم‌قافيه است.)

به بيانِ روشن‌تر، ميان بلند صحبت كردن و با‌ توپ‌و‌تشر حرف زدن تفاوت وجود دارد. (در اين‌جا مثالي مي‌زنيم از رئيسي كه فرياد‌هاي او نوعي تشر زدن است، و راهكارهايي براي برخورد با اين وضعيت ارائه مي‌دهيم.) يكي از راه‌هاي پي بردن به اين‌كه آيا بايد اين فريادها را جزء خصايص او به شمار آورد و از آنها گذشت يا مسئله‌اي شخص قلمداد‌ش كرد اين است كه ببينيد رئيس‌تان با سايرِ افراد چگونه صحبت مي‌كند. وود مي‌گويد اگر تنها بر سرِ شما فرياد مي‌كشد، خب يك جاي كار مي‌لنگد! اما اگر با همه همين كار را مي‌كند، پس خيلي قضيه به شخصِ شما مربوط نمي‌شود. وي مي‌افزايد اما اگر رئيس‌تان فضايي باز و تعاملي ايجاد كرده است، شايد دل‌تان بخواهد خيلي ملايم اين قضيه را به وي يادآوري كنيد.


برچسب: فروش، بازاريابي، رونق، كسب، كار، كسب وكار، تبليغ، طراحي، سايت، طراحي سايت، افزايش فروش، افزايش، پك، حرفه اي، كانال، تجارت، تكنيك، فضاي مجازي، تلگرام، موفقيت، سرمايه، پول، فروشنده، كار، موفق، بازدهي، بازدهي فروش، راندمان، راندمان فروش، زياد، فروش زياد،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ شهريور ۱۳۹۵ساعت: ۱۱:۵۵:۴۹ توسط:سعيد موضوع:

۱۰ اشتباه سرمايه گذاري كه همه انجام مي‌دهند

اگر در سرمايه گذاري هايتان مرتكب اشتباه شده‌ايد، مطمئن باشيد شما تنها نيستيد. در اين جا بعضي از مشترك‌ترين اشتباهات سرمايه گذاري كه هرازگاهي مرتكب مي‌شويم آورده شده است.

سرمايه گذاري

كدام يك گناه شما است؟

هركسي كه تاكنون پول‌اش را سرمايه گذاري كرده است احتمالا مرتكب اشتباهات بزرگي هم شده است. در حقيقت، اين اشتباهات به بزرگ‌ترين درس‌هاي سرمايه گذاري مي‌انجامند.

۱.ما يك برنامه نداريم.

ما شروع به خريد سهام و واحدهاي صندوق‌هاي سرمايه گذاري ، بدون هرگونه ايده‌اي واقعي از هدف، زمان‌بندي، يا تحمل‌پذيري ريسك‌مان، مي‌كنيم. ما روي يك وهم يا توصيه، معامله مي‌كنيم بدون اين كه بدانيم چگونه هر سرمايه گذاري با پرتفوي كلي‌مان تناسب دارد. در نهايت، ياد خواهيم گرفت سازمان‌يافته‌تر باشيم و با هدف، سهولت، و موفقيت سرمايه گذاري كنيم.

۲.ما در زمان‌هاي بد مي‌خريم و مي‌فروشيم.

همه‌ي ما بارها ديده‌ايم كه بازار سرازير شده است و وحشت كرده‌ است. در اين شرايط وحشت‌زده، سهام باكيفيت را كه بعدا به نقاط بالاتري خواهند رفت از پرتفوي‌مان تخليه مي‌كنيم. هم‌چنين سهام مشهور را به قيمت‌هاي بادكرده مي‌خريم و فقط شاهد خواهيم بود كه از اوج با شدت به زمين مي‌خورند. با گذر زمان، مي‌آموزيم كه فروش در اوج و خريد در قعر رويكرد بسيار سودآورتري است.

۳.ما به اندازه‌ي كافي سرمايه گذاري نمي‌كنيم.

وقتي شروع به سرمايه‌گذاري مي‌كنيم، محتاطانه و بسيار محافظه‌كار و وسواسي هستيم. شايد جوان هستيم و زياد اهل صرفه‌جويي نيستيم و در كنار گذاشتن پول كافي غفلت مي‌كنيم. ما قدرت بازده‌هاي(يا بهره‌هاي) مركب در گذر زمان را نمي‌شناسيم. وقتي ۵۵ سال‌مان مي‌شود به خودمان تلنگر مي‌زنيم چون آرزو مي‌كنيم وقتي ۲۵ ساله بوديم‌ “اي كاش بيشتر پس‌انداز مي‌كرديم.”

۴.ما بسيار جسور هستيم.

ما پرتفوي‌مان را از سهام شركت‌هاي فناوري و شركت‌هاي زيست‌شيميايي بسيار داغ سرريز مي‌كنيم. ما به دنبال سرمايه‌گذاري‌هاي مبهم و پرت و پلا مثل صندوق‌هاي قابل داد و ستد اهرمي مي‌رويم و نوسان‌پذيري آن ها را با آغوش باز مي‌پذيريم. چون مي‌خواهيم سريع پول بسازيم، ولي فقط احتمالا سريع پول‌مان را ضرر مي‌كنيم. ما ياد خواهيم گرفت راه سخت، كه رشد آهسته و پيوسته دارد، هدف منطقي‌تري است.

۵. ما خيلي محافظه كاريم.

ما از زيان كردن پول وحشت‌زده مي‌شويم. بنابراين در اوراق قرضه و پس‌اندازهاي نقدي سرمايه‌گذاري مي‌كنيم، حتي وقتي كه ۳۵ سال است كه بازنشسته شده‌ايم. از بازده‌ي ۲ درصدي گواهي‌نامه‌هاي سپرده سرگيجه مي‌گيريم. ولي با گذر زمان ياد خواهيم گرفت بدون تقبل ريسك حساب شده امكان ندارد ثروتمند شويم.

۶.ما به هزينه‌ها و حق‌الزحمه‌هاي سرمايه گذاري توجه نداريم.

ما واحدهاي صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري يا صندوق‌هاي قابل دادوستد در بورس را مي‌خريم چون فكر مي‌كنيم در راستاي هدف‌هاي سرمايه‌گذاري‌مان قرار دارند. ولي از توجه به اين كه درصد بالا‌تر يا حق‌الزحمه‌هاي بيش‌تري را مي‌پردازيم غفلت مي‌كنيم. حق‌الزحمه‌ي مديران، حق‌الزحمه‌ي حساب‌گرداني، حق‌الزحمه‌ي تراكنش‌ها و هزينه‌هاي بسيار ديگري وجود دارند كه به ما منتقل مي‌شوند و بازده‌هاي سرمايه‌گذاري‌مان را مي‌بلعند. در نهايت، ياد خواهيم گرفت صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري مشترك و صندوق‌هاي قابل دادوستد پربازده با نرخ‌هاي هزينه‌ي بسيار پايين‌تر پيدا كنيم.

۷.ما به ماليات‌ها توجه نمي‌كنيم.

ما از مزاياي مالياتي نگه داشتن سهام طبق قانون بي‌خبريم و با معاملات مكرر به پرداخت ماليات‌هاي گزاف معاملات مي‌پردازيم. در نهايت با ماليات آشنا خواهيم شد و ارزش سرمايه‌گذاري‌مان سريع‌تر رشد خواهد كرد.

۸.ما زياد تلويزيون تماشا مي‌كنيم و به وب‌گاه‌ها وابسته‌ايم.

ما بدوا توسط تحليل‌گران مالي در شبكه‌هاي تلويزيوني مثل سي ان‌بي‌سي و نيز تحليل‌گران وب‌لاگ‌ها و وب‌گاه‌ها هيپنوتيزم مي‌شويم. ما روي هر سهامي از توصيه‌ي مثلا جيم كرامر يا وب‌گاه بورس عمل مي‌كنيم. به زودي خواهيم آموخت تحليل‌هاي صوتي و نوشتاري قوي را از پارازيت‌ها تفكيك كنيم و به توانايي خودمان براي اجراي يك راهبرد سرمايه‌گذاري بلندمدت اعتماد كنيم.

۹.ما سرمايه‌گذاري‌مان را دائما و به كرات كنترل مي‌كنيم.

ما هر روز عملكرد بازارها را تماشا مي‌كنيم و اجازه مي‌دهيم بالا و پايين رفتن‌ها روي احساسات ما تاثير بگذارند. مي‌بينيم ۳ % يك سهم بالا رفت و مي‌خواهيم يك جشن برگزار كنيم. ولي بعدا نتيجه خواهيم گرفت اين راهي براي زندگي نيست و به جاي آن محتواي پرتفوي‌مان را هفته‌اي يك بار و شايد هم بيش‌تر كنترل خواهيم كرد.

۱۰.ما بهينه‌سازي و توازن دوباره را فراموش مي‌كنيم.

ما فكر مي‌كنيم يك برنامه‌ي سرمايه‌گذاري محشر با تركيبي از سهام محكم در بخش‌ها و دارايي‌هاي گوناگون داريم. يعني طوري سرمايه‌گذاري شده است كه بازده‌هاي بهينه به بار آورد. جز آن كه توجه نمي‌كنيم اين تركيب سرمايه‌گذاري‌ها به مرور به هم مي‌ريزد. تا جايي كه سرمايه‌گذاري سنگيني در يك بخش و در بخش‌هاي ديگر به قدر كافي نداريم. اين امر به ما درس مي‌دهد كه فقط سهم ما در سرمايه‌گذاري به روشي بهينه و وفادار به اين معني نيست كه به همان روش هميشه وفادار بمانيم. بهينه‌سازي و توازن دوباره‌ي پرتفوي‌مان دست كم سالي يك بار به ما كمك مي‌كند در مسير درست قرار بگيريم.


برچسب: فروش، بازاريابي، رونق، كسب، كار، كسب وكار، تبليغ، طراحي، سايت، طراحي سايت، افزايش فروش، افزايش، پك، حرفه اي، كانال، تجارت، تكنيك، فضاي مجازي، تلگرام، موفقيت، سرمايه، پول، فروشنده، كار، موفق، بازدهي، بازدهي فروش، راندمان، راندمان فروش، زياد، فروش زياد،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ شهريور ۱۳۹۵ساعت: ۱۱:۵۵:۳۰ توسط:سعيد موضوع:

چه مقدار پول براي شما كافي است؟

مي‌دانيد كه نمي‌توان با پول ، خوشحالي خريد. حالا چي؟ پول براي شما چه مفهومي دارد؟ اگر پول كافي براي پرداخت صورت‌حساب‌هاي‌تان داشته باشيد، و كمي بيشتر براي اين‌كه گاهي نهار را بيرون بخوريد، خوشحال خواهيد بود؟ آيا آرزوي‌تان اين است كه بچه‌هاي‌تان را به دانشكده‌اي با هزينه‌ي بالا بفرستيد، يا مراسم بازنشستگي باشكوهي داشته باشيد؟ آيا بدهي‌هايي داريد كه بايد تسويه كنيد؟ آيا پول پس‌انداز مي‌كنيد تا خانه بخريد يا به تعطيلات رويايي‌تان برويد؟

پول

مي‌دانيد كه نمي‌توان با پول، خوشحالي خريد. حالا چي؟

چقدر پول كافي است؟

تازگي‌ها زياد به پول و انتخاب‌هايي كه در مورد آن انجام مي‌دهيم، فكر كرده‌ام، چون درآمد خودم بين ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ افزايش زيادي داشت كه خوشبختانه بودجه‌ي جابه‌جايي‌مان از ساحل شرقي به ساحل غربي را تامين كرد ولي متاسفانه مقداري بدهي مالياتي براي‌مان به جاگذاشت. حال، تصميماتي در اين مورد گرفته‌ام كه چقدر بايد پول دربياورم و چند ساعت در هفته بايد كار كنم.

مجبورم كرده است از خودم بپرسم چقدر پول براي من و خانواده‌ام كافي است. اگر هيچ‌وقت از خودتان اين سوال را نپرسيده‌ايد، همين الان بپرسيد.

اگرچه، بيشتر ما درخواست افزايش دستمزد مي‌كنيم و بعضي، حتي لاتاري مي‌خريم، واقعيت اين است كه پول بعد از مدت بسيار محدود و مشخصي به خوشحالي ختم نمي‌شود. آن مدت بسته به جايي كه زندگي مي‌كنيد، تغيير مي‌كند، زيرا هزينه‌ي زندگي از مكاني به مكان ديگر بسيار متغير است. ولي سرتاسر بيشتر جاهاي ايالت متحده امريكا، آن عدد ۵ رقمي است، نه ۶ رقمي- چيزي بين ۶۵۰۰۰ دلار و ۹۹۰۰۰ هزار دلار در هر سال. به بيان ديگر، با پول نمي‌توان شادي را خريد بلكه نداشتن پول كافي براي يك زندگي راحت مي‌تواند ناراحتي به‌ بار آورد.

حتي زماني‌كه از تحقيق بالا به خوبي آگاهي داريم، بيشتر ما درآمدي بيشتر از آن مقدار مي‌خواهيم. هيچ مشكلي ندارد. ولي به خاطر داشته باشيد پول چيزي نيست بجز ارقامي در صورت‌حساب بانكي، ترازنامه، فيش حقوق، يا حساب سرمايه‌گذاري. مفهومي است كه براي آن ارقام كوچك ساده به‌كار مي‌بريم كه به پول قدرت نفوذ يافتن مي‌دهد و گاهي اوقات ما را اسير مي‌كند.

بنابراين، قبل از اين‌كه غرق در تلاشي بيهوده و دائمي شويد تا آن ارقام را فقط كمي افزايش دهيد، دست نگه داريد و از خودتان بپرسيد پول دقيقا براي شما چه مفهومي دارد. هركس، جواب‌هاي متفاوتي دارد. ولي در اينجا، رايج‌ترين آنها آمده است.

۱.كارت امتياز

دنياي كسب‌و‌كار مثل بازي غول‌آسايي به‌نظر مي‌رسد و هرچه در پايان هفته يا ماه پول بيشتري به خانه ببريد، برد بيشتري در بازي خواهيد داشت. حتي مهم نيست با پول چه‌كار مي‌كنيد، به شرطي كه بيشتر از فرد ديگر پول در بياوريد. به اين دليل است كه بيشتر كارفرمايان، حقوق كارمندان‌شان را مثل رازي عميق و مبهم حفظ مي‌كنند.

تنها مشكل اين روش اين است كه مهم نيست چقدر پول درمي‌آوريد، هميشه كسي وجود خواهد داشت كه بيشتر از شما پول دربياورد، حتي اگر وارن بافت باشد. اگر اين سنجش موفقيت شما است، هرگز احساس نمي‌كنيد كه به موفقيت رسيده‌ايد.

۲. اعتبار

اين كه موفقيت در دنياي كسب‌و‌كار عمدتا برحسب دلار امتيازبندي مي‌شود، غلط‌انداز است. اگر كسب‌و‌كاري را آغاز كنيد و بعد از سال اول، ميليون‌ها دلار فروش داشته باشد، به اين معنا است كه مشتريان نحوه‌ي كارتان را دوست دارند و شركت‌تان، موفق است. اگر درآمدتان صدها دلار باشد، شركت‌تان شكست‌خورده محسوب مي‌شود.

منصفانه است ولي به‌خاطر داشته باشيد حتي اگر كارآفرين هستيد، درآمد شركت‌تان و خودتان دقيقا به يك معني نيست. و با اين‌كه درست است هر شركتي براي سرپا ماندن در بلند‌مدت بايد سود كند، يا حداقل ورشكسته شود، اين نيز درست است سازمان‌هايي كه تنها هدف‌شان پول درآوردن است بندرت در بلند‌مدت به خوبي عمل مي‌كنند. اگر اين، تنها هدف شما است، شناخت يك يا دو هدف بيشتر را درنظر بگيريد.

۳. چيزهايي كه مي‌توانيد بخريد.

ما در جامعه‌ي مصرف‌كننده‌اي زندگي مي‌كنيم، بنابراين براي همه‌ي ما طبيعي است اين انگيزه را در خود احساس كنيم كه گوشي هوشمند بعدي، جديدترين ساعت هوشمند، آن مجله‌ي كامل پوشاك يا تعطيلات تماشايي را داشته باشيم. خوب است- ولي هيچ كدام از اين دارايي‌هاي قشنگ ربطي به خوشحالي ندارد. و اگر سرتان بسيار شلوغ است يا آدم مهمي هستيدكه نمي‌توانيد كارتان را به مدت يك يا دو هفته كاملا كنار بگذاريد، ارزش آن تعطيلات تماشايي را نخواهيد فهميد.

۴. امنيت

دوستي دارم كه علاقه‌مند است هميشه به اندازه‌ي حقوق يكسالش در حساب پس‌اندازش داشته باشد چون باعث مي‌شود احساس امنيت كند، و من او را سرزنش نمي‌كنم. او سال‌ها پيش، با تك والدي با درآمد نامطمئن زندگي مي‌كرد و دست خالي كسب‌و‌كاري به راه انداخت، به‌طوري كه خانواده‌اش هميشه تامين بودند.

اگر تا به حال در شرايط سخت زندگي كرده‌ايد، كه اعتراف مي‌كنم تجربه نكرده‌ام، هيچ‌كس نمي‌تواند شما را به اين خاطر سرزنش كند كه حس امنيتي را مي‌خواهيد كه پول مي‌تواند فراهم كند. ولي دوباره در اينجا دست نگه داريد و از خودتان بپرسيد چقدر پول كافي است، اقرار مي‌كنم كه نمي‌توانيد براي هر فاجعه‌ي احتمالي برنامه‌ريزي كنيد يا آماده باشيد. آن رقم را به عنوان هدف مشخص كنيد. در غير اين صورت، تا ابد به پس‌انداز كردن ادامه مي‌دهيد و هرگز پول خرج كردن؟؟؟

۵. بازنشستگي

آن‌قدر به ما گفته‌اند بايد براي بازنشستگي برنامه‌ريزي كنيم، كه مشمئز‌كننده است. و قبول دارم به اندازه‌ي كافي بزرگ شده‌ام كه ناديده گرفتن اين توصيه دشوار است. ولي دوباره در اينجا، مجبور نيستيد و نبايد هر پني را پس‌انداز كنيد. مشخص كنيد فكر مي‌كنيد به چه چيزي نياز داريد- كار با يك برنامه‌ريز مالي را در نظر بگيريد تا درست به آن رقم برسيد- و بعد آسوده باشيد. بازنشستگي راحتي مي‌خواهيد، ولي معامله‌ي بدي است كه حالا به‌ خاطر به آن، شادي‌تان را خراب كنيد.

۶. عشق

از نظر بسياري از مردم، پول بهترين يا تنها راهي است كه مي‌توانند ابراز عشق كنند. مي‌دانم-پدرم يكي از آنها بود. هروقت از دانشكده به خانه مي‌آمدم، مي‌خواست كه بشينم و در مورد وصيت‌نامه‌اش با من حرف مي‌زد، روش خاصش براي گفتن اين‌كه دلش برايم تنگ شده است. از قضاي روزگار، قبل از اين‌كه بميرد ورشكست شد و هيچي براي من باقي نگذاشت. به‌استثناء حسي كاذب و تاسف زياد به خاطر فرصت‌هاي از دست رفته‌اي كه بايد به شيوه‌اي آسان‌تر نشان مي‌داد دوستم دارد. نگذاريد اين اتفاق براي‌تان بيفتد.

۷. زندگي خوب براي بچه‌هاي‌تان

كدام والديني اين را نمي‌خواهند؟ اگر معني پول براي شما اين شانس باشد كه بچه‌هاي‌تان هر مزيت و فرصت آموزشي را در اختيار داشته باشند-مخصوصا اگر خودتان آنها را نداشته‌ايد- معني زيادي پيدا مي‌كند. فقط به خاطر داشته باشيد كه زندگي بچه‌هاي‌تان احتمالا آن‌طور كه برنامه‌ريزي مي‌كنيد، نخواهد شد. آدم‌هاي بسياري را مي‌شناسم كه والدين‌شان براي تحصيلات ليگ‌اي وي (IVY) پول پرداخت مي‌كنند تا ببينند فرزندشان به دوره‌هاي آزاد مانند نواختن گيتار يا ترانه‌سرايي مي‌روند. به علاوه، بهترين هديه‌اي كه مي‌توانيد به بچه‌هاي‌تان بدهيد- و هركس ديگري در زندگي‌تان- هميشه خودتان هستيد.

۸. آزادي

اين همان چيزي است كه بسياري از ما به خاطر آن تلاش مي‌كنيم- شانس اين‌كه در نهايت به كارمندان، طلبكاران يا هركس ديگر بگوييم ترقي كنند زيرا ما آن‌چه را نياز داريم، در اختيار داريم. اين دليلي است كه بسياري از ما مي‌خواهيم كسب‌و‌كاري را شروع كنيم. آزادي، هدف عالي است. فقط به ‌خاطر داشته باشيد هدفي دست‌يافتني است و اگر تمايل داشته باشيد بعضي هزينه‌هاي اضافي را كنار بگذاريد، دست‌يافتني‌تراز آن چيزي است كه فكر مي‌كنيد. اگر آزادي، آرزوي شما است، بايد تا حد امكان وقت بيشتري براي لذت بردن از آن صرف كنيد. بنابراين، بفهميد حداقل مقدار پولي كه براي آزادي‌تان نياز داريد چقدر است و بعد برايش تلاش كنيد. شانس‌تان اين است، نزديك‌تر از آن چيزي است كه فكر مي‌كنيد.


برچسب: فروش، بازاريابي، رونق، كسب، كار، كسب وكار، تبليغ، طراحي، سايت، طراحي سايت، افزايش فروش، افزايش، پك، حرفه اي، كانال، تجارت، تكنيك، فضاي مجازي، تلگرام، موفقيت، سرمايه، پول، فروشنده، كار، موفق، بازدهي، بازدهي فروش، راندمان، راندمان فروش، زياد، فروش زياد،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ شهريور ۱۳۹۵ساعت: ۱۱:۵۵:۰۴ توسط:سعيد موضوع:

در بين بدترين و بهترين مشاغل ،اين شغل رسانه‌اي ۳ سال به مقام بدترين شغل مي رسد

وب‌گاه كريركست ۲۸امين گزارش سالانه‌اش از “ارزيابي مشاغل” را منتشر كرد. اين گزارش شغل ها را بر اساس محيط، درآمد، دورنما و ۱۱ عامل استرس طبقه‌بندي مي‌كند. از ۱۰ شغل برتر اين فهرست، ۴ مورد مرتبط با رياضي هستند: متخصص علم داده (شماره‌ي ۱)؛ آمارگر (شماره‌ي ۲)؛ رياضي‌دان (شماره‌ي ۳)؛ و بيمه سنج (تحليل‌گر پيامدهاي مالي  ريسك بيمه) (شماره‌ي ۱۰).

غمگين

از ميان ۱۰ بدترين شغل اين فهرست، گزارش‌گر روزنامه يا خبرنگار براي سال سوم هم به عنوان بدترين شغل انتخاب شد.

چند شغل رسانه‌اي ديگر نيز در ميان ۱۰ بدترين شغل بودند: گزارشگر راديو و تلويزيون (شماره‌ي ۳)؛ دي‌جِي راديو و تلويزيون (شماره‌ي ۴)؛ و فروشنده ي آگهي (شماره‌ي ۸). جالب است كه اين سه شغل رسانه‌اي كه در فهرست بدترين مشاغل هستند، از شغل هاي نظامي (شماره‌ي ۵)؛ سم پاشي (شماره‌ي ۶)؛ و خرده‌فروشي (شماره‌ي ۷) هم بدتر هستند!

اگر شما در عرصه‌ي رسانه يك حرفه‌اي هستيد، بر شما پوشيده نيست كه تغييرات و تثبيت سريع در صنعت رسانه، مديريت زندگي حرفه‌اي را در اين عرصه سخت و پيچيده مي‌كند. من سابقا يك گزارش‌گر بااستعداد روزنامه را كه فارغ‌التحصيل رشته‌ي روزنامه‌نگاري از يكي از بهترين مدارس جهان بود تعليم دادم و بعد از سال‌ها كه علي‌رغم افزايش مسئوليت‌هاي‌اش دستمزد دريافتي‌ او رشد كندي داشت، زندگي حرفه‌اي‌اش را كلا تغيير داد. من اخيرا در يك برنامه‌ي رهبري براي مديران جوان رسانه در پست‌هاي مختلف حضور داشتم، اما الگوهاي عودكننده‌ي سختي در آن‌جا نيز پديدار شد- مشغله‌ي زياد، نداشتن منابع كافي، نبودن جايي براي پيشرفت (مثلا يا افزايش حقوق نداشتند و يا اگر داشتند كم بود، فضا براي پيشرفت نبود يا كم بود).

حتما لازم نيست كه در عرصه‌ي رسانه فعاليت داشته باشيد، يا حرفه‌تان حتما در فهرست ۱۰ بدترين شغل ذكر شده باشد تا احساس نارضايتي داشته باشيد. اگر احساس مي‌كنيد بيش‌از اندازه كار مي‌كنيد، منابع كمي در اختيارتان است، و اشباع شده‌ايد، از كجا بايد بفهميد كه بهتر است در شغل‌تان بمانيد و بكوشيد اوضاع را بهتر كنيد يا بايد شغل‌تان را ترك كنيد و به دنبال حرفه‌ي ديگري باشيد؟ در اين نوشتار چهار سوال مي‌بينيد كه كمك‌تان مي‌كند تصميم بگيريد:

۱. دورنماي صنعتي كه در آن مشغول به كار هستيد چيست؟

صنعت رسانه يك نمونه است از صنعتي كه سختي‌هاي زيادي دارد. اما اگر درحال‌حاضر براي يك بخش نوپا در هر صنعتي مشغول به كار هستيد، بايد به دورنماي سرمايه‌گذاري توجه كنيد، زيرا بسياري از ارزش‌گذاري‌ها درحال‌حاضر مورد ترديد هستند. اگر در بخش خدمات مالي مشغول به كار هستيد، مي‌دانيد كه اقتصاد متغير جهاني و محيطي كه نرخ سود در آن پايين است، بازده سرمايه‌گذاري را تحت فشار قرار داده است. اوضاع صنعت شما چطور است؟

۲. آيا دوست داريد حرفه‌تان را به يك صنعت پايين‌تر هدايت كنيد؟

اگر صنعت شما درحال‌حاضر اوضاع خوبي ندارد، آيا با وجود منابع كم‌تر و افزايش ناچيز حقوق مي‌‌خواهيد همچنان بيش‌تر تلاش كنيد؟ آيا مي‌خواهيد وقت بيش‌تري براي ساخت شبكه و حفظ آن بگذاريد- زيرا يك شبكه‌ي قدرتمند و حمايت‌گر، كليد امنيت هر شغلي است؟ آيا مي‌خواهيد مسئوليت‌هاي جديدي بر عهده بگيريد و تمام مجموعه مهارت‌هاي جديد را بر اساس اين‌كه اين صنعت چه نيازهايي دارد، بياموزيد (براي مثال مهارت‌هاي ديجيتال در رسانه‌هاي چاپي)؟

۳.آيا قادر هستيد تا انتها با قدرت پيش برويد؟

ممكن است اراده‌ي اين كار را داشته باشيد اما مهارت‌هاي لازم را داريد؟ من قبلا براي يك پست بازاريابي رسانه‌اي استخدام شده‌بودم كه (بدون شگفتي) به طور فزاينده‌اي روي تحليل داده متمركز بود. يك بازارياب باتجربه‌ در عرصه‌ي رسانه اصرار داشت كه مهارت‌هاي لازم براي كار كردن تحت رويكردها و استراتژي‌هاي تازه را دارد اما در آزمون كوتاه تحليلي كه قبول شدن در آن براي داوطلبان ضروري بود، رد شد. او بايد يك كلاس يا دوره‌ي آزاد را در اين حوزه مي‌گذراند يا كاري واقعي براي ايجاد اين مهارت‌ها انجام مي‌داد. شما براي اين‌كه اهل رقابت باشيد، چه مي‌كنيد؟

۴. چه خواسته‌اي داريد و چه كاري مي‌توانيد براي مديريت ريسك‌ كسادي انجام بدهيد؟

صرف نظر از اين‌كه چه‌قدر شغل فعلي‌تان را دوست داريد يا حتي چه‌قدر استعداد داريد، همان طور كه مي‌دانيد هميشه اين ريسك وجود دارد كه صنعت شما منسوخ شود. براي مثال، در صنعت فناوري، برند “واي‌توكِي” تا سال ۲۰۰۰ حسابي گل كرده بود، اما بعد از آن در چشم بر هم زدني ناپديد شد. آيا آخرين اخبار مربوط به صنايع مرتبط و مشابه را داريد؟ آيا نقش‌هاي ديگري را مي‌شناسيد كه بتوانيد مهارت‌ها و تخصص‌تان در آنها را نمود دهيد (براي مثال، اگر در بخش گزارش در روزنامه مشغول به كار هستيد مي‌توانيد در ارتباطات سازماني نيز مهارت‌تان را به كار ببريد)؟ با اين كار ساعات بيش‌تري بايد خارج از شغل فعلي‌تان تلاش كنيد، اما مي‌توانيد يك بنيان شغلي براي خودتان به عنوان يك فرد ايجاد كنيد، صرف نظر از اين‌كه چه اتفاقي براي صنعت شما رخ بدهد. شما همچنين قادر خواهيد بود بر سر منابع، پول، و ترفيع راحت‌تر مذاكره كنيد زيرا گزينه‌هاي بيروني‌تان به شما قدرت مي‌دهند كه پيروز شويد.

حتي زماني كه چشم‌انداز يك صنعت، اميدواركننده نباشد، باز هم دلايل ارزشمند ديگري براي ماندن در آن وجود دارد. همان گزارش‌گر روزنامه كه به بخش ارتباطات سازماني پيوسته بود هم در واقع باز به كار گزارش‌گري برگشت زيرا روزانه بودن اين كار را دوست داشت. او براي جبران تغييراتي اعمال كرد- سير كسب و كاري را در پيش گرفت كه حقوق دريافتي‌اش بيش‌تر بود از آن‌چه در سير (سبك) كسب و كاري گذشته‌اش دريافت مي‌كرد و علاوه بر كار گزارش، مسئوليت‌هاي ويراستاري را نيز بر عهده گرفت و در شغل خود پيشرفت كرد (و در نتيجه هم عنوان و هم درآمدش بهبود يافت). شما چه‌طور مي‌توانيد شغل‌تان را با در نظر گرفتن دورنماي صنعتي‌اش مديريت كنيد؟ براي خنثي كردن كساد، چه تغييراتي در مهارت‌هاي‌تان يا نقش روزانه تان ايجاد خواهيد كرد؟


برچسب: فروش، بازاريابي، رونق، كسب، كار، كسب وكار، تبليغ، طراحي، سايت، طراحي سايت، افزايش فروش، افزايش، پك، حرفه اي، كانال، تجارت، تكنيك، فضاي مجازي، تلگرام، موفقيت، سرمايه، پول، فروشنده، كار، موفق، بازدهي، بازدهي فروش، راندمان، راندمان فروش، زياد، فروش زياد،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ شهريور ۱۳۹۵ساعت: ۱۱:۵۴:۳۴ توسط:سعيد موضوع:

۷ قاعده براي مديران خلاقيت

در قرن ۲۱ام، برآمدن اقتصاد خلاق را مي‌بينيم. بيشتر مديرعاملان گزارش مي‌دهند خلاقيت مهم‌ترين ويژگي براي رهبري سرمايه‌گذاري‌ها است. و شركت‌هاي پيشتاز در حال تغيير ماهيت كارگران دانش به كارگران خلاقيت هستند. از اين رو، مديران براي نوآوري در كسب و كار، بايد ياد بگيرند خلاقيت را پرورش دهند.

در اين نوشتار مطالبي را از مشهورترين كتاب‌ها و مقاله‌ها درباه‌ي خلاقيت گرفتم و نوآورانه، آنها را به شكل يك فهرست بازبيني مختصر و مفيد درآوردم و به ۷ قاعده براي مديران  نوآوري رسيدم:

مديران خلاق

۱. تنوع را پرورش دهيد. مديران خلاقيت، مغزهاي مثل هم را دوست ندارند.

۲. بازار ايجاد كنيد. مديران‌ خلاقيت، هم‌كاري با رقيب را در شبكه‌هاي اجتماعي دوست دارند.

۳. به شايستگي‌ها اتكا كنيد. مديران‌ خلاقيت، پذيراي شبكه‌هاي اجتماعي و مسابقه‌هاي شايسته‌سالاري هستند.

۴. پيش‌بيني نكنيد. مديران‌  خلاقيت، خيلي از راه‌ها را باز مي‌گذارند.

۵. محل كار را به‌روز كنيد. مديران   خلاقيت، روي محيط كار مي‌كنند.

۶. محدوديت‌ها را تغيير دهيد.‌ مديران  خلاقيت، از اكتشاف بهترين استفاده را مي‌كنند.

۷ مرزها را باز كنيد. مديران  خلاقيت، به جاي فاصله گرفتن، وصل مي‌شوند.

به عبارت ديگر، به عنوان يك مديرعامل، بايد خودتان سازمان را خلاقانه طراحي كنيد.

يكي از پرتكرارترين سوال‌هاي مديرعامل اين است: “چگونه مي‌توانم شركتم را خلاق‌تر نوآورتركنم؟”

زياد سخت نيست.

تنها مستلزم تشكيل تيم‌هاي ميان وظيفه‌اي از كاركنان، حمايت از نظرهاي واگرا، كم كردن تاكيد بر سلسله‌مراتب و سمت‌هاي شغلي، ايجاد بازارهاي داخلي تبادل ايده‌، فرصت دادن به سناريوهاي چندگانه، برنامه‌ريزي براي آينده‌ي نامعلوم، ميدان دادن به خلاقيت در محل كار، بهينه‌سازي يادگيري به جاي نتايج، و شفافيت بيش‌تر و اسرار كم‌تر است.

چيزي كه سخت است شهامت طراحي نوآورانه و خلاقانه‌ي كسب و كار است.


برچسب: فروش، بازاريابي، رونق، كسب، كار، كسب وكار، تبليغ، طراحي، سايت، طراحي سايت، افزايش فروش، افزايش، پك، حرفه اي، كانال، تجارت، تكنيك، فضاي مجازي، تلگرام، موفقيت، سرمايه، پول، فروشنده، كار، موفق، بازدهي، بازدهي فروش، راندمان، راندمان فروش، زياد، فروش زياد،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ شهريور ۱۳۹۵ساعت: ۱۱:۵۴:۰۹ توسط:سعيد موضوع:

۵ نوع سوال كه هرگز نبايد در محل كار بپرسيد

پرسيدن سوال‌هاي مهيج، چالشي يا شخصي در محل كار مي‌تواند وسوسه‌كننده باشد. چه ضرري دارد كه پي‌ببريد از نظر هم‌كاران‌تان چه كسي بايد برنده‌ي انتخابات شود، يا نظرشان را درباره‌ي مجازات مرگ بپرسيد؟

كار

من نمي‌توانم باور كنم او از من پرسيد مي‌خواهم به چه كسي راي بدهم. حتما دليلي دارد كه يك صندوق راي خصوصي داريم!

 

 

اين كار را نكنيد. من مي‌دانم سوال پرسيدن يكي از روش‌هاي باز كردن صحبت با ديگران است. با اين حال، اگر بعضي سوال‌ها را بپرسيد، مكمن است آدم‌ها را آزرده كنيد يا جوابي بگيريد كه انتظارش را نداشتيد يا نمي‌خواستيد. گفت‌وگويي كه در پي بعضي سوال‌ها مي‌آيد مي‌تواند به سرعت تشديد و به آساني تبديل به مشاجره شود.

از پرسيدن اين نوع سوال‌ها خودداري كنيد:

۱. سوالاتي درباره‌ي پول

1-questions-involving-money

اين سوالات شامل هرچيزي شبيه اين موارد است:

  • “توان مالي خريد آن كيف دستي(يا آن كفش‌هاي مجلسي) را داري؟”
  • “چه‌قدر پول درمي‌آوري؟”
  • “براي خانه‌ات چه‌قدر پرداختي؟”

جواب چنين سوال‌هايي به شما ربطي ندارد، و با پرسيدن‌شان احتمال دارد طرف مقابل را معذب كنيد.

۲. سوال‌هاي سياسي

2-political-questions

سوال‌هايي از قبيل “مي‌خواهي به چه كسي راي بدهي؟” يا “چه‌طور مي‌تواني به… راي بدهي؟” را نپرسيد. ممكن است نظرتان درباره‌ي فردي كه از او سوال مي‌كنيد تغيير كند. اگر او به كانديداي مد نظر شما راي ندهد، اين تغيير اغلب اوقات منفي است. و ممكن است نظر طرف مقابل نيز درمورد شما تغيير كند.

۳. سوال‌هايي درباره‌ي موضوعات جنجالي

3-questions-on-controversial-topics

اين‌ها مانند سوالات سياسي هستند. اگر نظر فردي را درباره‌ي مجازات مرگ، حقوق حيوانات، سقط جنين، و غيره بپرسيد، ممكن است جوابي بگيريد كه انتظارش را نداشتيد. ممكن است متعاقبا وارد بحثي ناخوشايند شويد، چون اين‌ها موضوعاتي هستند كه آدم‌ها سعي مي‌كنند نظر ديگران را تغيير دهند.

۴. سوال‌هاي خيلي شخصي

c00e38b1-8f08-4a44-8af3-fae8dfe1d286

سوال‌هايي از قبيل “گرايش جنسي تو چيست؟”، “چند سالت است؟”، “بارداري؟”(به هر قيمتي از پرسيدن اين يكي خودداري كنيد! )، “آيا با… رابطه داري؟” اگر هم‌كارتان مي‌خواست جواب اين سوال‌ها را بدانيد، خودش به شما مي‌گفت.

۵. سوال‌هاي منفي

5-negative-questions

سوال‌هايي از قبيل “چگونه مي‌تواني كار كردن با… را تحمل كني؟”، “فكر نمي‌كني موضع رييس درباره‌ي… ظالمانه است؟”، “چرا موهايت را كوتاه كردي/ ريشت را زدي؟ من آن را بيش‌تر دوست داشتم.”


برچسب: فروش، بازاريابي، رونق، كسب، كار، كسب وكار، تبليغ، طراحي، سايت، طراحي سايت، افزايش فروش، افزايش، پك، حرفه اي، كانال، تجارت، تكنيك، فضاي مجازي، تلگرام، موفقيت، سرمايه، پول، فروشنده، كار، موفق، بازدهي، بازدهي فروش، راندمان، راندمان فروش، زياد، فروش زياد،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ شهريور ۱۳۹۵ساعت: ۱۱:۵۳:۴۷ توسط:سعيد موضوع:

۲ ويژگي كارآفرينان موفق

ويژگي كارآفرينان موفق

ويژگي ها يا ويژگي كارآفرينان موفق آن ها را از افراد ديگر متمايز مي كند. اين كه آيا كارآفرينان “زاده” مي‌شوند يا “ساخته” مي‌شوند؟” يكي از پرسش‌هاي هميشگي است و علت مطرح شدنش اين است كه برخي از مردم فكر مي‌كنند براي كارآفرين شدن بايد فرد خاصي باشيم يا روش جادويي خاصي را بلد باشيم. كارآفرين بودن كار چندان شاقي نيست.

كارآفرين

رابرت كيوساكي

اغلب ما مي‌دانيم كه كارآفرينان ثروتمندترين انسان‌ها در دنيا هستند. ريچارد برانسون، دونالد ترامپ، اوپرا وينفري، استيو جابز و راپرت مورداك، برخي از مشهورترين كارآفرينان عصر حاضر هستند.

اين كه “آيا كارآفرينان زاده مي‌شوند يا ساخته مي‌شوند؟” يكي از پرسش‌هاي هميشگي است و علت مطرح شدنش اين است كه برخي از مردم فكر مي‌كنند براي كارآفرين شدن بايد فرد خاصي باشيم يا روش جادويي خاصي را بلد باشيم. از نظر من، كارآفرين بودن كار چندان شاقي نيست. به عنوان مثال، در محله‌ي ما يك دختر پيش دبستاني هست كه كسب و كاري در زمينه‌ي پرستاري كودك ايجاد كرده است و همكلاسي‌هايش را براي كار در اين زمينه استخدام مي‌كند. او يك كارآفرين است. پسر جوان ديگري را سراغ دارم كه بعد از مدرسه، كسب و كاري مبتني بر ارائه‌ي خدمات دارد. او نيز يك كارآفرين است. ويژگي اغلب نوجوانان، نترس بودن آن‌هاست؛ و ويژگي مشترك اغلب بزرگسالان، ترس آن‌هاست.

امروزه، ميليون‌ها نفر از مردم روياي ترك شغل‌هايشان و كارآفرين شدن را در سر دارند تا بتوانند كسب و كار خودشان را اداره كنند. مشكل اينجاست كه براي اغلب مردم اين فقط يك رويا است. رؤيايي كه هيچ‌گاه به حقيقت بدل نمي‌شود. لذا، پرسش اين است، چرا بسياري از مردم نمي‌توانند در راستاي محقق ساختن روياي كارآفرين شدن خود تلاش كنند؟

يكي از دوستانم، به اين پرسش ديرين، بهترين پاسخ را مي‌دهد. او مي‌گويد: ” ويژگي كارآفرينان موفق دو چيز دارند … ناآگاهي و شجاعت.”

اظهارنظر ژرف نگرانه‌اي است. نگرشي كه گوياي مطالبي بسيار فراتر از صرفاً كارآفريني است. اين گفته شرح مي‌دهد كه چرا برخي از مردم ثروتمند هستند و چرا اغلب مردم ثروتمند نيستند. به عنوان مثال، يكي از دلايلي كه بسياري از دانشجويان ممتاز ثروتمند نيستند اين است كه شايد اين افراد باهوش باشند، اما شجاعت لازم را ندارند. بسياري از افراد فاقد دانش و شجاعت هستند.

مطلب مرتبط : ۴ توصيه‌ جالب براي كارآفرينان تازه كار

قصه‌ي دو آرايشگر

يكي از دوستانم، آرايشگر زبده‌اي است. وقتي مي‌خواهد خانم‌ها را به زيبايي بيارايد، يك شعبده‌باز است. سال‌هاي سال است كه او از تأسيس سالن آرايش خودش صحبت مي‌كند. او نقشه‌هاي بزرگي دارد اما متأسفانه، هنوز نتوانسته است كار خود را توسعه دهد و تنها چيزي كه دارد يك صندلي در يك سالن بزرگ است و به طور مداوم با مالك آرايشگاه مشكل پيدا مي‌كند.

دوست ديگري دارم كه همسرش مهماندار هواپيماست. دو سال قبل شغلش را رها كرد و به دانشكده رفت تا آرايشگر شود. يك ماه قبل، مكاني را براي افتتاح سالن خود فراهم كرد. مكاني بسيار جالب است و او تاكنون برخي از بهترين آرايشگرها را براي همكاري گرد آورده است.

وقتي دوست قديمي‌ترم از اين مطلب با خبر شد، گفت: “او چطور مي‌تواند سالن آرايش داشته باشد؟ او هيچ استعداد و نبوغي ندارد. او مثل من در نيويورك آموزش نديده است؛ و به علاوه، هيچ‌گونه تجربه‌اي ندارد. قول مي‌دهم يك سال بعد شكست مي‌خورد.”

شايد اين خانم شكست بخورد. طبق آمار ۹۰ درصد از كسب و كارها در پنج سال نخست شكست مي‌خورند؛ اما نكته‌ي مهم اين داستان، تأثير ناآگاهي و شجاعت در زندگي ماست. در اين مثال، يك آرايشگر با استعداد داريم كه فاقد شجاعت است و در سوي ديگر آرايشگري داريم كه فاقد تجربه است اما از عنصر شجاعت برخوردار است. به عقيده‌ي من، اين رابطه‌ي بين ناآگاهي و شجاعت است كه به زندگي معنا مي‌بخشد.

من در سال ۱۹۷۴، نه شغلي داشتم، نه پول و نه تجربه‌ي كاري زياد. من نمي‌توانستم در سطحي پايين‌تر از امكاناتم زندگي كنم، چون اصلاً امكاناتي نداشتم. من امكان سرمايه‌گذاري متنوع را نداشتم، چون چيزي براي سرمايه‌گذاري متنوع نداشتم. تنها چيزي كه داشتم، شجاعت بود. در دنياي واقعي، شجاعت مهم‌تر از نمرات خوب است. كشف، توسعه و ارزاني داشتن نبوغتان به جهان هستي، مستلزم شجاعت است.

هميشه به خاطر بسپاريد كه ذهن شما نامحدود است و ترديدهايتان محدود. آيان راند، نويسنده‌ي كتاب اطلس شانه بالا انداخت، گفت: «ثروت، محصول ظرفيت فكري انسان است.» لذا، اگر شما بر آن هستيد كه زندگي‌تان را تغيير دهيد، محيطي را بيابيد كه به شما اجازه بدهد با مغزتان بينديشيد و ثروتمند شويد؛ و خدا را چه ديديد، شايد شما هم نبوغ‌تان را پيدا كرديد.


برچسب: فروش، بازاريابي، رونق، كسب، كار، كسب وكار، تبليغ، طراحي، سايت، طراحي سايت، افزايش فروش، افزايش، پك، حرفه اي، كانال، تجارت، تكنيك، فضاي مجازي، تلگرام، موفقيت، سرمايه، پول، فروشنده، كار، موفق، بازدهي، بازدهي فروش، راندمان، راندمان فروش، زياد، فروش زياد،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ شهريور ۱۳۹۵ساعت: ۱۱:۵۳:۲۱ توسط:سعيد موضوع:

۵ مؤلفه‌ي اصلي محيط كسب و كار

ابعاد محيط كسب و كار به معناي تمام عوامل، نيروها و مؤسساتي است كه تأثير مستقيم يا غيرمستقيمي بر تراكنش‌هاي كسب و كاري دارند.

محيط كلي مهم‌ترين بُعد محيط كسب و كار است چرا كه تاجران نمي‌توانند تأثير يا تغييري در مؤلفه‌هاي محيط كسب و كار كلي ايجاد كنند بلكه بايد بر طبق تغييراتي كه در محيط كلي صورت مي‌گيرد طرح‌ها و سياست‌هاي‌شان را تغيير مي‌دهند.

محيط كسب و كار

 

مؤلفه‌هاي اصليِ يك محيط كسب و كار خوب در ذيل فهرست شده‌اند:

(۱) محيط اقتصادي

محيط اقتصادي شايد مهم ترين مولفه هاي محيط كسب و كار باشد و از توليد ناخالص داخلي، سطح درآمد در سطح ملي و سطح سرانه، نرخ عايديِ سود، نرخ توليد و اشتغال، سياست صنعتي، پولي و ماليِ دولت و غيره تشكيل شده‌است.

محيط كسب و كار

عوامل محيط اقتصادي تأثير فوري و مستقيمي بر تاجر دارد لذا تاجر بايد محيط اقتصادي را بررسي كند و اقدامات به‌موقعي را براي مقابله با آن محيط‌ها صورت دهد. ممكن است محيط اقتصادي محدوديت‌هايي را اعمال كند و فرصت‌هايي را به تاجر عرضه كند. پس از سياست اقتصادي جديد ۱۹۹۱، فرصت‌هاي بسياري به تاجران عرضه شد. عوامل معمولي كه بر محيط اقتصادي هند تأثيرگذار است عبارتند از:

(الف) اصلاح بخش بانك‌داري به طرح‌هاي جذاب بسياري براي اندوخته‌ها و وام‌گرفتنِ پول منجر شد. بانك‌ها، وام‌هايي را با نرخ اسميِ واقعيِ بهره و با حداقل تشريفات اداري عرضه داشتند.

(ب) تغييرات اخير در سياست اقتصادي و مالي كشور، هنديان غيرمقيم و سرمايه‌گذاران خارجي را به سرمايه‌گذاري در شركت‌هاي هندي ترغيب و تشويق مي‌كرد.

(پ) اصلاحات اقتصادي زيادي در مؤسسات مالي و ليزينگ درحال روي‌دادن است. بخش خصوصي مجاز به ورود به مؤسسات مالي است؛ در نتيجه مشتريان به سود مي‌رسند.

برخي جوانب محيط اقتصادي:

۱. نقش بخش خصوصي و دولتي

۲. نرخ رشد توليد ناخالص داخلي، توليد ناخالص ملي و سرانه‌ي درآمد

۳. نرخ پس‌انداز و سرمايه گذاري

۴. تراز تجاري

۵. تراز پرداخت‌ها

۶. سيستم حمل‌ونقل و ارتباطات

۷. منبع پولي در اقتصاد

۸. قرضه‌ي بين‌المللي

(۲) محيط اجتماعي:

محيط اجتماعي از عادات و رسومِ جامعه‌اي تشكيل شده‌است كه كسب وكار در آن وجود دارد. اين محيط شامل استاندارد زندگي، سليقه، اولويت‌ها و سطح تحصيلات افرادي است كه در جامعه‌اي زندگي مي‌كنند كه كسب و كار در آن وجود دارد.

محيط كسب و كار

تاجر يا كاسب كار نمي‌تواند مؤلفه‌هاي محيط اجتماعي را ناديد بگيرد چرا كه اين مؤلفه‌ها ممكن نيست تأثير فوري بر كسب و كار داشته باشند اما اين محيط اجتماعي در طولاني مدت تأثير بزرگي بر محيط كسب و كار و مالال خود كسب و كار دارد.

به عنوان مثال، وقتي شركت پپسي كولا از شعار تبليغاتيِ “به زندگي برشد” در تبليغات‌شان استفاده كردند افرادي در يك منطقه‌ي خاص عبارت “به زندگي برشد” را به غلط به معني ‘از گورهاي خود خارج شويد’ تفسير كردند. بنابراين، آنها استفاده از اين محصول را محكوم كردند و در آن منطقه هيچ تقاضايي براي پپسي كولا نبود. بنابراين، ‌شركت مي‌بايست شعار تبليغاتي‌اش را تغيير مي‌داد چرا كه نمي‌تواند با ناديده‌گرفتنِ احساسات مردم در بازار دوام بياورد.

در هند نيز، اصلاحات اجتماعي زيادي صورت مي‌گيرد و عوامل متداولِ محيط اجتماعي هند عبارتند از:

(الف) درخواست رزرو شغل براي اقليت‌ها و زنان

(ب) درخواست شرايط برابر براي زنان با پرداخت حق‌الزحمه‌ي برابر براي كارگران زن و مرد

(پ) درخواست ماشين‌هاي اتوماتيك و اقلام لوكس در خانواده‌هاي طبقه‌ي متوسط

(ت) حرمت‌هاي اجتماعي براي بهبود سطح تحصيلات دختربچه‌ها

(ث) روند سلامت و تناسب اندام مورد اقبال قرار گرفته‌است.

برخي جوانب محيط اجتماعي:

۱. كيفيت زندگي

۲. اهميت يا جايگاه زنان در نيروي كار

۳. نرخ تولد و مرگ

۴. گرايش مشتريان به ابداعات، سبك زندگي و غيره

۵. نرخ تحصيلات و سواد

۶. عادات مصرف

۷. جمعيت

۸. سنت، رسوم و عادات مردم

(۳) ‌محيط سياسي

محيط سياسي يكي از مه ترين مولفه هاي محيط كسب و كار است و از تمام عوامل مرتبط با روابط دولت تشكيل شده‌است، مانند نوع دولتي كه در موضع قدرت است، گرايش دولت در برابر گروه‌هاي مختلف جوامع، تغييرات سياست به كارگرفته شده توسط دولت‌هاي مختلف و غيره. محيط سياسي تأثير فوري و عظيمي بر تراكنش‌هاي كسب و كار دارد لذا تاجر بايد اين محيط را به دقت مورد بررسي قرار دهد.

محيط كسب و كار

تاجر بايد بر اساس عامل تغييرپذير محيط سياسي، تغييراتي در سازمان‌اش ايجاد كند. به‌عنوان مثال، در ۱۹۷۷ وقتي دولت مردم (جاناتا) به قدرت رسيد، سياستي را براي عقب‌راندن تمام شركت‌هاي خارجي اتخاذ نمود. در نتيجه شركت كوكاكولا مجبور شد كسب و كارش را تعطيل كند و كشور را ترك كند.

عوامل متداول و نيروهايي كه بر محيط سياسي هند تأثير‌گذار هستند عبارتند از:

(الف) دولتي در حيدرآباد علاقه‌ي شديدي به ارتقاء صنعت فناوري اطلاعات نشان داد، در نتيجه اين ايالت معمولا به‌عنوان سايبرآباد شناخته مي‌شود نه حيدرآباد.

(ب) پس از سياست اقتصادي آزادسازي و جهاني‌شدن، ورود شركت‌هاي خارجي به هندوستان آسان شد. در نتيجه كوكاكولا كه در ۱۹۷۷ برگشت‌داده شده بود دوباره به هندوستان بازگشت.همراه با كوكاكولا، پپسي كولا و بسياري از ديگر شركت‌هاي خارجي، كسب و كارشان را در هندوستان تأسيس مي‌كنند.

برخي جوانب محيط سياسي:

۱. سيستم سياسي كنوني

۲. قانون اساسي كشور

۳. پروفايل رهبران سياسي

۴. مداخله‌ي دولت در كسب و كار

۵. سياست خارجي دولت

۶. ارزش‌ها و ايدئولوژي احزاب سياسي

(۴) محيط قانوني:

محيط كسب و كار

محيط قانوني از قوانين و مقررات مختلفي تشكيل شده‌است كه به تصويب پارلمان رسيده‌است. تاجر نمي‌تواند مقررات را ناديده بگيرد زيرا تراكنش‌هاي كسب و كاري‌اش را مي‌بايست در چارچوب محيط قانوني انجام دهد. مقررات معمولِ تصويب‌شده‌اي كه بر تراكنش‌هاي كسب و كار تأثيرگذار بوده‌اند عبارتند از ماده‌ي نشان تجاري، ماده‌ي كالاهاي اساسي، ماده‌ي اوزان و اندازه‌گيري‌ها، و غيره. بسياري از مواقع محيط‌هاي قانوني محدوديت‌هايي بر تاجران اعمال مي‌كند ولي بعضي اوقات فرصت هايي نيز براي‌شان فراهم مي‌آورند. مثال‌هاي معمول محيط قانوني هند كه اخيرا بر تراكنش‌هاي كسب و كار تأثير مي‌گذارند عبارتند از:

۱. مقررات‌زدايي از بازار سرمايه، جمع‌آوري سرمايه از بازار اوليه را براي تجار آسان كرد.

۲. رفع كنترلِ ارز خارجي و آزادسازي در سرمايه‌گذاري، سرمايه‌گذاران خارجي و هنديان غيرمقيم را به سرمايه‌گذاري در بازار سرمايه‌ي هند ترغيب و تشويق مي‌كند.

۳. تبليغات محوصات الكلي ممنوع است.

۴. اجبار براي هشدار قانوني در توليد تنباكو

۵. سياست سلب جواز تأسيس از صنايع

برخي جوانب محيط قانوني:

۱. قوانين و مواد قانوني مختلف

۲. سياست‌هاي قانوني مرتبط با جواز تأسيس

۳. سياست‌هاي قانوني مرتبط با دادوستد خارجي

۴. هشدارهاي قانوني ضروري براي چاپ بر روي برچسب‌ها

۵. ماده‌ي مديريت و قانون‌گذاري ارزخارجي

۶. قوانين نظارت بر تبليغات

(۵) محيط فناوري

محيط كسب و كار

محيط فناوري به تغييرات صورت‌گرفته در روش توليد، استفاده از تجهيزات جديد و ماشين‌آلات براي ارتقاء، و كيفيت محصول اشاره دارد. تاجر بايد تغييرات فناوري كه در صنعت‌اش رخ مي‌دهد را از نزديك نظاره‌گر باشد زيرا مجبور خواهد بود براي باقي‌ماندن در بازار رقابت، اين تغييرات را به كار گيرد.

تغييرات فناوري هميشه بهبود كيفيت و مزاياي بيش‌تري براي مشتريان به همراه خواهدداشت. تغييرات فناوري اخير در بازار هند عبارتند از:

۱. ساعت‌هاي ديجيتال، دورنما و كسب و كار ساعت‌هاي سنتي را از بين برده است.

۲. فناوري تلويزيون‌هاي رنگي، ‌كسب و كار تلويزيون‌هاي سيا و سفيد را تعطيل‌كرد.

۳. بافت‌هاي مصنوعي، بازار بافت‌هاي نخ و سيلك قديمي را در دست گرفته‌است.

۴. ماشين‌هاي زيراكس و فتوكپي، كسب و كار كاغذهاي كربني را به تعطيلي كشاند.

۵. تغيير در تقاضاي لامپ‌هاي خلأ به ترانزيستورها

۶. تغيير از لوكوموتيوهاي بخار و موتور ديزلي و برقي‌اش

۷. از دستگاه تايپ به واژه‌پردازها

برخي جوانب محيط فناوري:

۱. ابداعات و اختراعات مختلف

۲. بهبودهاي علمي

۳. توسعه در بخش فناوري اطلاعات

۴. صادرات و واردات فناوري

۵. پيشرفت‌هاي فناوري در رايانه‌ها


برچسب: فروش، بازاريابي، رونق، كسب، كار، كسب وكار، تبليغ، طراحي، سايت، طراحي سايت، افزايش فروش، افزايش، پك، حرفه اي، كانال، تجارت، تكنيك، فضاي مجازي، تلگرام، موفقيت، سرمايه، پول، فروشنده، كار، موفق، بازدهي، بازدهي فروش، راندمان، راندمان فروش، زياد، فروش زياد،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۹ شهريور ۱۳۹۵ساعت: ۱۱:۵۲:۵۹ توسط:سعيد موضوع: